چهره مگیر از من مضطر بلند شو سخت است دیدن تو به بستر عزیز من رحمی بکن به حال من آخر بلند شو بنگر که چشمهای پر از اشک کودکان لبریز خواهش است که مادر بلند شو جسمت کبود و پیرهنت ارغوانی است آه ای بنفشه، لاله ی پرپر بلند شو ای آیه ی کبود خودت را نشان بده شان نزول سوره ی کوثر بلند شو مشغول کار خانه شد ی دلخوشم کنی بانوی خوب خانه ی حیدر بلند شو بنگر که زیر بار غمت شانه ام خمید از پا فتاد فاتح خیبر بلند شو گویا رسیده وقت خداحافظی ما آمد پدر به پیشواز تو دیگر بلند شو شعر ی از حقیر با صدای حاج عبدالرضا هلالی برای شادی روحش فاتحه مع الصلوات امروز که روز انتقام و ظفر است همچون گل سرخ ما ز نو می شکفیم عیدالزهرا که اوج لعن ع م ر است یه عمره افتخارم اینه نوکرم پا روضه خون شده دو دیده ی ترم نمیره از سرم هوای دلبرم با پای دل میام زیارت حرم منم غلام تو مست مرام تو با افتخار زدم تموم شش دانگ دلم رو من به نام تو بال و پری زدم به هر در ی زدم به لطف مادرت آخر به سینه ام مدال نوکری زدم روحی لک الفدا حبیبی یا حسین آخر چشام میافته به ضریح ماه زندگی مو آسون میدم به پای یک نگاه با سوز و اشک و آه به تن پیرهن سیاه لطمه زنان میام میون قتلگاه دلم پر از غمه جاموندم از همه آرزومه یه بار برم به پابوسی پادشاه علقمه شور قیامتی مست ولایتی که حضرت عباسی تو آخر مرام و مردی و شجاعتی روحی لک الفدا حبیبی یا حسین واحد بعد از تو شمع غصه از بالين نر فت آب خوش از گلوي من پايين نر فت از حد گذشت غم فراق پير شدم از داغ غمت كاشكي مي شد دوباره من يك دل سير ببينمت چي بگم از رنج سفر بزم شر اب و تشت زر سالار من حسين سالار من حسين سر روي خاك پاك تو ميذارم مانند ابر اي بهار مي بارم يك اربعين از رفتنت ميگذره و من زنده ام خور شيد من از ر وي تو شرمنده ام شر منده ام مونده هنوز تو اين زمين عطر گل ام البنين سالار من حسين سالار من حسين زمینه اي د لبر و دلدارم خورشيد شب تارم چون ابر بهار از غم بر خاك تو مي بارم جاداشت از غم بيرون بره جان از تن مانده زينب شرمنده ز برگشتن افتاده ام روي خاكت كاشكي بشم من هلاكت من همسفرت بودم تحت نظرت بودم از كر ب و بلا تا شام دنبال سرت بودم بي تو ديگر شد بي كسي ام آغاز ديدم اي واي من قتلگهت را باز عشق تو را طلبيدم صد قافله غصه ديدم سيلي خوردم نبريدم اي دلبر ديرينم من زائر غمگينم هر گوشه ي اين صحرا روي تو رو مي بينم ياد اصغر آن نو گل شيرينم ياد سقا يل ام البنينم سرو قدم چون هلاله كارم شده ْآه وناله برگشته ام بي سه ساله باباي من باباي من باباي بي همتاي من ميخوام كه مهمونم باشي بنشين رو زانوهاي من غنچه ي پرپرت شدم مانند مادرت شدم بابا بخش اگه يه وقت جوياي پيكرت شدم اي خوبي تو ناتموم خوش اومدي روي زانوم كجاست روزاي مدينه بازم بهم بگو خانوم مهمون من مهمون من بنگر دل داغون من پيشوني شكسته ات آتيش زده به جون من بنگر چه زيبا شده ام گرم تقلا شده ام امشب شبيه مادرت ام ابيها شده ام ليلاي من ليلاي من اي ماه كم پيداي من لبهات چرا خوني شده حر في بزن باباي من با هر گريزي ميزنن اشكم بريزي ميزنن چه جور بگم اي واي من حرف از كنيزي ميزنن باباي خوب و مهربون يك امشب و پيشم بمون اگه لبات درد نداره برام تو لالايي بخون امشب كبوترت ميشم فدايي سرت ميشم آخر به عشقم ميرسم مهمون مادرت ميشم 2 زانوي خسته ي من شد بالش سر تو از حد گذشه بابا غمهاي دختر تو بعد از فراق و دوري شد روزگار مستي باور ندارم امشب در دامنم تو هستي بمان اي جان من تويي مهمان من روي دامان من تويي درمان دردم دور سر ت ميگردم **** د ست نوازش من بر موي خوني توست اشكاي نم نم از ابروي خوني توست شبهاي بي تو بودن چون مادر تو بود م از لاي پلك خونيت بنگر ر خ كبودم تو رفتي از حر م پي ات دربدرم مپر س از معجرم دردم را كن دوا تو با خود ببر مرا تو مداح : وحید کردلو ذکر حسین آخر مستی ذکر حسین لذت هستی تا یا حسین گفتی از دل و جون در دل و رو گناه بستی عالم محو سروری تو دل منو دلبر ی تو سربلند کاش بشم من از امتحان نوکری تو یه نیگا ای شه کرم جون موذن حرم یا حسین یا حسین یاحسین جان مولا کرب و بلا مرکز عالم مصیبتش ماتم اعظم مارو زخود می کنه بی خود مستی پای بیرق و پرچم می تپه دل در هوای تو کشته منو غصه های تو چرا میری پشت خیمه ها خون میچیکه از عبای تو مارم بگیر زیر پرت آقا جون اصغرت یاحسین یاحسین یاحسین جان مولا کرب و بلا وطن شیعه سرزمین محن شیعه اسمشو که هرجا آوردن آب افتاده دهن شیعه دل بر یدم جز تو از همه نور عینی یا ابن فاطمه هرچقدر که یاحسین بگم سیر نمیشم چون بازم کمه قلبم پر از غم اومده ای وای محرم اومده

تو ذهنمه جسم چاكت
| Design By : Pichak |

